دیگر تمام شد؛تمام آن روزهاى بى قرارى و شب هاى بى خواب که گمراهىِ مردمِ زمانه، تو را آسوده خاطر نمى گذاشت؛دیگر آرام باش که پروردگار، بار سنگین نبوت را از شانه هاى پرطاقت این همه سال تو برگرفت و تو، امانت خطیر خویش را به منزل مقصود رساندى.

 دریای اشک، ملک خداوند سرمد است              

بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است

 داغ پیغمبر است و بلایی‌ ست بس عظیم       

                        حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

 

سلام بر تو ای غریب‌تر از غریب، سلام بر مزار بی چراغ و تربت كم زائرت. سلام بر مظلومی تو در شهر و دیار و كاشانه‌ات... سلام بر تو که با عصمت و طهارت فاطمی، در خاک غریبانه بقیع آرمیده‌ایی و آفتاب و ماهتاب، تنها سنگ مزار تو هستند... سلام بر تو که سایبان خستگی‌های تربت پاكت، تنها و تنها، بال کبوترانی است که روز و شب بر آن خاک بوسه می‌زنند! غریب شهر مدینه تویی که پنجره‌ها ز غربت شب‌های تنهایی تو می‌گریند.

و امروز فرزند پیامبر(ص)، فرزند علی(ع) و فرزند فاطمه(س) دارد در كوچه‌های مدینه تشییع می‌شود و زمین و زمان، سیاه پوشیده است.